پارت سی و سوم :

میکائیل در سکوت خیره نگاهش کرد و فکر کرد قطعا باید خودش را برای خشمی از سورن حاضر کند! ستایش حالت چهره‌اش تغییر کرد و بیخیالی جای خودش را به وحشت داد‌. نفس حبس شده‌اش را بیرون فرستاد. نمی‌خواست این مرد را نسبت به سهند حساس کند؛ اما کنجکاو بود که جواب ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.